به زودی، راه اندازی دوباره جاودانه خاک • ۰۳٫۰۴٫۹۰
به زودی این تارنما با سامانه ء مدیریت بهتر و مطالب متنوع راه اندازی می شود.
پاینده ایران
به زودی این تارنما با سامانه ء مدیریت بهتر و مطالب متنوع راه اندازی می شود.
پاینده ایران
۳۱شهریور روز یورش تازیان به سرزمین خوزستان؛ آغاز دفاع مقدس ِدلاور مردان و زنان ایران زمین در برابر دشمن تازی و یاد همه رزمندگان،جانبازان و شهدای این ایستادگی هشت ساله را گرامی می داریم.در این باره به مرور اسنادی از پدافند ملی حزب پان ایرانیست می پرازیم که نشانی دیگر از روح ناسیونالیستی جنبش نجات بخش پان ایرانیسم و دلیلی دیگر بر حقانیت اندیشه ماست.
بیانیه رهبر حزب پان ایرانیست در سال ۵۹ به مناسبت آغاز دفاع مقدس
پاینده ایران
مردم آزاده جهان
اکنون ملت ایران در یکی از سخت ترین شرایط تاریخ زندگی خود بسر میبرد. ستم و خیانتهای گروهی ظالم و قاتل بنام هیات حاکمه جمهوری اسلامی بر میلیونها مردم ایران و توطئه های همآهنگ سیاستهای چپ و راست بیگانه در حمایت از این رژیم ضد ایرانی و تجاوز به حاکمیت و تمامیت ارضی میهن ایرانیان نموداری از این شرایط سخت و دهشتناک میباشد. مسلط ساختن رژیم استبداد سیاه …. بعنوان دستآوردهای مبارزات حق طلبانه ملت ایــران بر مردم میهن ما و حمایت بیدریغ از حکومت غاصبانه این گروه خودکامه و ظالم جلوه ای دیگر از اقدامات سیاستهای استعماری دشمنان ملت ایران در دویست سال اخیر است. رژیم استبداد سیاه …. بر اساس برنامه تنظیم شده به درهم کوبیدن تمامی نهادهای ملی و مواضع دفاع از حقوق ملت ایران مبادرت کرد .
از جمله این برنامه های ضد ایرانی میتوان از قتل عام و به زنجیر کشیدن میهن پرستان و آزادیخواهان در هم کوبیدن تمامی پایه های هویت ملی ایران و کشتارهای دسته جمعی افسران و درجه داران و سپاهیان میهن پرست برای متلاشی کردن ارتش ایران نام برد اجرای این برنامه ها از طرف رژیم استبداد سیاه نهادهای دفاع از موجودیت ملت ایران را بنابودی کشید و راه را برای تجاوز به میهن ما هموار ساخت. اکنون با استفاده از جنایات هیات سیاه حاکم بر ایران دولت متجاوز و خودکامه عراق که موجودیت آن ساخته و پرداخته دست استعمار است آشکارا به تجاوز همه جانبه نظامی بر سرزمین ما مبادرت کرده است. حکومت متجاوز عراق تصور میکند که با وجود عصیان و عدم رضایت از نظام حاکم در ایران میتواند تجاوزات خود را در ایران توجیه کند. حکومت خودکامه عراق و رژیم غاصب استبداد سیاه باید بدانند که در برابر ملت ایران بدلیل ایجاد این حوادث که نتیجه آن تجاوز بر سرزمین و حاکمیت ملت ایران است مسئولیت مشترک دارن . آنها باید بدانند که ملت ایران هرگونه تجاوز بر هر وجب از خاک میهن خود و هرگونه تعدی بر حقوق و حاکمیت ملی خود را بشدت محکوم میکند. اکنون نظر همه مردم جهان را به این جنایت هولناک که بر ضد حاکمیت ملت ایران و تمامیت ارضی ایران انجام میشود معطوف میکنیم. در این شرایط تمام میهن پرستان و نیروهای ضد استعمار و خواستاران استقلال و آزادی ایران را برای دفاع از حقوق ملت ایران و در هم شکستن هرگونه سیاست تجاوز بر ملت ایران فرا میخوانیم. هم چنین بموجب این پیام همه ی رزمندگان پان ایرانیست چون چهاردهه ی گذشته برابر هرگونه تجاوز به میهن ایرانیان ایستادگی خواهند کرد. مبارزان پان ایرانیست دوشادوش دیگر نیروهای میهن پرست ایران هسته های مقاومت ملی را برای درهم شکستن تجاوزات بیگانگان و در هم کوبیدن حاکمیت غاصبانه رژیم استبداد سیاه که دشمنی با موجودیت ملت ایران خصیصه بارز آن می باشد گسترش خواهند داد . نبرد ملت ایران برای وصول به آزادگی و سرافرازی ملی برای در هم شکستن تجاوز هر بیگانه نبردی قاطع و آشتی ناپذیر است این نبرد ادامه دارد ، ادامه دارد تا روز پیروزی ملت ایران .
پاریس ۳۱/۶/۱۳۵۹ برابر با ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰
برای سرکوبی دشمنان ایران متحد شویم
هم میهنان :
گستاخیهای حکومت مبعوث استعمار عراق بجائی رسیده است که علاوه بر ستمگریهای مستمر نسبت به شیعیان مقیم آن کشور و کردهای شمال عراق ، دامنه تجاوزات خود را بخاک مقدس میهن ما گسترده است . هنگام آن رسیده است که مردم میهن ما صرفنظر از اختلافات عقیدتی و ایدئولوژیک بطور یکپارچه از تمامیت ارضی ایرانزمین دفاع نمایند و به مزدوران عراقی آن درس تاریخی را که ملت ما بارها به متجاوزان داده است بیآموزند . حکومت عراق و حامیان بین المللی آن باید بدانند که ملت ایران از معدود ملتهای جهان است که از هزاره های دور تا کنون با ایستادگی دلاورانه در برابر متجاوزان متعدد ، از شرف و حیثیت ملی خود دفاع کرده و چون کوه ، استوار بر جا مانده است این بار نیز ملت بزرگ ما برای دفاع از شرف ملی خود یکپارچه به پا میخیزد و خواب و خیال توطئه گران ، بویژه آنها که فکر باطل تجزیه این سرزمین ایزدی را در سر دارند ، آشفته میسازد .
پان ایرانیستهای سراسر ایران که شهادت در راه ایران را برترین آرزوی خود میدانند اکنون در صفوف دیگر هم میهنان خود برای شرکت در این جنگ میهنی بسیج شده اند . همه اعضاء حزب دستور یافته اند که بی نام و نشان حزبی در فعالیتهای رزمی و امدادی شرکت جویند .
از طرف دیگر هیات حاکمه در این شرایط باید با تمام توان مواظب توطئه ها باشد و اساس برنامه های خود را حفظ تمامیت ارضی کشور بداند .
سرنوشت حتی یک وجب از خاک ایران را نمیتوان بر سر میز مورد مذاکره قرار داد. ملت ما با متجاوز سرسازش ندارد ، ملت ما راه نبرد را انتخاب کرده است و این نبرد را تا پیروزی قطعی بر دشمن و هزیمت مزدوران ادامه خواهد داد .
ــ شاد باد روان شهدای بخون خفته در راه دفاع از مرز و بوم ایرانزمین .
ــ در اهتزاز باد درفش ملی ایران بر پهنه ایرانزمین .
ــ پیروز باد مبارزات جنگاوران ارتش دلاور ایران .
پاینده ایران
حزب پان ایرانیست ۸/۷/۱۳۵۹
در چند روز گذشته گروهی از دست نشاندگان وزارت اطلاعات که به نام پان ایرانیست فعالیت می کنند قصد در تخریب انقلاب مشروطیت با نوشتن چندی دروغ در تارنماهای اینترنی داشته اند. در ادامه نوشتاری به قلم دکتر شاهین سپنتا ارائه می شود که خلاصه ای است پیرامون زندگی یکی از آزادی خواهان بختیاری و وطنخواهان زن آن دوران.
سال ۱۲۵۳ خورشیدی، دختری ایرانی در یک خانواده اصیل بختیاری دیده به گیتی گشود. دختری که در دوران جوانی از تاثیرگذارترین زنان روزگار خویش و پرچمدار آزادی و سرفرازی ایران و ایرانیان شد. دختری که او را « بی بی مریم » نامیدند، در سخت ترین شرایط و در حالی که در حدود ۹ سالگی پدرش به دستور ناصرالدین شاه و با اشاره ظل السلطان حاکم مستبد اصفهان کشته شده بود، بزرگ شد و به بالندگی رسید. تاثیرات و آموزش هایی که بی بی مریم از پدرش حسینقلی خان ایلخانی بختیاری و برادرش علیقلی خان سردار اسعد بختیاری پذیرفت، راه او را به سوی آینده باز کرد و چنان شد که او با کوشش خستگی ناپذیر و پایداری کم مانندش به عنوان یکی از مبارزترین سرداران آزادی خواه ایرانی در شمار آید. گوشه ای از کنش و منش « بی بی مریم » که در روزنامه خاطراتش به قلم ساده و روان خودش ثبت شده است و دربرگیرنده خاطرات دوران کودکی تا جوانی اوست، دریچه ای برای شناخت بهتر او به روی ما می گشاید.
پاینده ایران
نوشتار زیر در آستانه سالگرد مشروطه -۱۴ امرداد- به خوانندگان گرامی تقدیم می گردد.
نقش ایل بختیاری و علمای اصفهان در سقوط محمدعلیشاه و احیای مشروطیت
دکتر غفار پوربختیار – تلخیص سامان فرجی
انقلاب مشروطیت که در آغاز قرن بیستم در ایران اتفاق افتاد واقعهای بی نظیر بود که ایرانیان را در سراسر آسیا به عنوان ملتی پیشرو و ترقی خواه معرفی کرد،در این انقلاب گروههای متعدد و مختلفی از ملت ایران نقش آفرین بوده اند. روشنفکران ، روحانیون ، بازرگانان ، رهبران ایلات و عشایر و دیگر گروههاو طبقات. نقش ایلات و عشایر در انقلاب مشروطیت و بویژه ایل بختیاری نقش ویژه و بی مانندی است، نمیتوان از حق گذشت که رهبران و خوانین ایل بختیاری اگر چه در مرحله نظری انقلاب نقش مهمی نداشته اند اما بیش از دیگر ایلات و عشایر در مرحله دفاع و حمایت از مشروطیت سهم و نقش داشته اند که به هیچ وجه نمیتوان منکر آن گردید.
الهی و حتی مواقعی موهبت الهی می گذاشتند و با این شرایط اسفناک خودشان را وفق می دادند و یا به فکر فرار از این مرز و بوم با هر ترفندی بودند باز بودند کسانی مثل تو که قدم در راه مبارزه گذاشتند اعتقادی به این حرف ها نداشتند و سختی های آن را به جان خریدند. هنوز کسی یادش نرفه که در راه دفاع از زندانیان سیاسی و خانواده هایشان چه دوندگی ها که نکردی چه سختی ها که نکشیدی،بانک به بانک،دفتر وکیل به وکیل می دویدی تا برگه وکالت نامه را برای فلان متهم پرکنی و یا به حساب خانواده اش پول واریز کنی،چقدر از آن شهر به آن شهر می رفتی تا با خانواده زندانیان دیدار کنی و از کم و کسر زندگیشان و یا آخرین وضعیتشان آگاه شوی..چقدر برای حقوق کارگران نیشکر هفت تپه جنگیدی ….چندبار عناصر خلق عرب روبروی دادگاه انقلاب اهواز برایت چاقو کشیدند و تهدید به مرگت کردند؟ چندماه پیش تو اتاق شیشه ای و اتاق فرش شده روبروی دوربین نشاندنت و گفتند باید اعتراف کنی تا بدهیم به این برنامه بیست و سی مزخرف که چی؟که با دولت متخاصم رابطه داری؟وقتی ابوالفضل عابدینی پان ایرانیست به جهت حمایت از حقوق ملت ایران و زندانیان سیاسی با دولت متخاصم رابطه پیدا می کند لابد فردا بقال سرکوچه ما هم عضو القاعده چیزی می شود! این است استدلال آنهایی که به تو ۱۱ سال زندان دادند و بعد تو را به بند قاتل ها و قاچاقچی ها فرستادند. این است حرمت و مصونیت اسیر و زندانی در جمهوری اسلامی که مسئول زندان بگوید اگر می خواهی زنده بمانی باید از این زندان(کارون)منتقل شوی. ای کاش به اندازه یک سر سوزن حرمت ایرانی بودنت را حفظ می کردند گاهی اوقات فکر می کنم ای کاش مانند رکسانا صابری پاسپورت آمریکایی داشتی ۸ سال زندان تعزیری اش به ۲ سال زندان تعلیقی با حق خروج(!!) تبدیل شد یا ملوان انگلیسی بودی که دست آخر با کت و شلوار هاکوپیان و آجیل و پسته و گز بدرقه ات می کردند ولی بیشتر که فکر می کنم می بینم ابوالفضل سال هاست که مطمئن شدم اینجا ایرانی بودن جرم است!
خیلی زودتر از اون چیزی که فکرش رو بکنی میای بیرون دوباره دور هم جمع میشیم و می خندیم به این حکم ۱۱ سال زندان!
منم بختیاری که شیر افکنم
به دامان زاگرس بود میهنم
ز عهد کهن ریشه ام پایدار
به آزادگی گشته ام نامدار
دریغا شهیدان خفته به خاک
شهیدان آزاده با قلب پاک
به نام خداوند جان و خرد، پاینده ئیرون
درودی به پاکی اوِ شط شیمبار منه بهار بختیاری به ئیسا هم تبارای غیور که مهرتون سی هر موارز راه آزادی وطن پشتگرمیه.
چندی بی دوستان ز ئیما اپرسیدن سی چه پان ایرانیسمه نِه انتخاب کِردین وو مَی آرمونش چه نه که جوونای بختیاری دم به دم بس رو ایارن و چونو ئیمانسون به ئی آرمون قویه که هر زجرینه تحمل ایکنن ، چی ابوالفضل عابدینی که ۱۱ سال زندوننه به جون ایخره و ز گفت پاینده ئیرونس نیگذره یا چی مرحوم میرانی کنه تا جون داره به ئی آرموننه به دل داره و به جوونا ئی آموزه. مو و بقیه سرورون پان ایرانیست بختیاری فقط یه پاسخ سی ئی جور پرسشا داریم! پان ایرانیسم آرمونه قدیمی یه مردم بختیاریه که ز هموسو که خونه شناختنو و فرهنگسون شکل گرِده تا وختی هدسون به دینه اتحاد ملت گپ ایرون بیدنه. پان ایرانیسم نیگو جز یو که همه ئیما مردمون ئیرون زمین اقوام یه ملتیم ، ملتی کنه اخوا آزاده و سرافراز منه ای دنیا زندیی کنه.
ئیما اگویم ئی کشور ئیما نی ، کشور ئیما او ئرون بزرگه که همه ئیوا اقوام ئیرونی ساخته بیدیمو و استعمار به زر زور زمون گردس ، حیله بست و نیرنگ وند تا او شئر ئروننه ز پا بونه و خورشیدسه به لم بوننه تا خس منه دنیا گپی کنه. ئیما اخوایم ئی ملت بیار اووه ، بورسته و سرود آزادگیسه ز نو بخونه. ئیما اخوایم ئیرونی مننه خاک خس سرافراز بووه ، ئیما ئیروننه ئیخوایم!
قائد بختیاری(شاعر و نویسنده مشهور):
پشت و پنا ایرون زمین دس خدا بو بختس بدورونا بلند و دلبخا بو
ری نشخه دنیا حکم و فرمونس رووا بو رِی دسمنونس چیَ شوه بی مه سیا بو
(…)
ئیرون زمین وو ئیلمون چی خاک و خینه
مهرس بهن خین تک تک ئیما عجینه
(…)
ئی بختیاری دایوماً قربونت آبید
تا مهنه سر جا خوس بلاگردونت آبید
(…)
دونی به میدون خطر گرگل وا بات
ن کرگل همه ایرون پرسن ، خاک پاتن
بخت بووم ، حین خوم و گویل فداتن
ز تهو دلسون زنده زا وو مرده زاتن
ز اوسو که تاریخ ئیرون نوشته آبیده تا ایچو که ئیما بینیم هرگز و هرگز نیدیمه که یه بختیاری حرف جدایی ز ئیرون بزنه وو به عکسس بختیاری یار ئیرون بیده ، هر وقت که ئیرون بس نیاز داشته. مِنه ئیرون کسیَم هه که حضور بختیاری منه مشروطه و اهداف ملی گرایانسونه انکار کنه؟ کسی هه که بتره با دلیل بگوُ عمده بختیاری ضد ئیرون عملی کردنه؟ تا بیده ای طور بیده که بختیاری با عشق ، با ئیمون وو با اخلاص نگهبون ئیرون بیده. تا اوچو که تاریخ ئیرون اگو بختیاری گپ میهن پرسّون ایرون بیده و هد. کیه که انکار کنه منه ای سالای اخیر با شکوه ترین اجتماع ناسیونالیستی ئیرون شاهنامه خوانی بختیاری بیده؟ کی تره انکار کنه مشت محکم بختیارینه به دهون استبداد منه مراسم میهنی ۳ فروردین؟ اوچو که سی گپ ئیرون پرسّی، فردوسی ، پای مردم بختیاری، ز زینه و پیا و گپ و کوچیر دست به دست هم جشن ئیرونی بیدنسونه گرئدن.
***
با ای اوصاف سی چه جز ناسیونالیسم و سی چه جز پان ایرانیسم؟ سی چه به آرمون نیاکانمون سی زندیه یه ملت ئیرون منه خوشیختی و صلح و صفا وا پشت کنیم. کسی که بختیاریه به خونس آرمون میهن گپ سی ملت گپ ئیرون پنهونه . ئیما مردمی بیدیم که زندیه مونه سی مملکتمون هیچ ادونستیم و هنی همو مردمیم. هنی تک تک سلولامون به ندای پاینده ئیرون به خروش ایان. ئیما ز کرگل وو درگل همونونیم که تا بیدن اگودن تا هدیم نیلیم بگرن زمون ئیروننه که جون داریم ز ئیرون وو تا گیتی هدس وا بو ئیرون! ئیما همونونیم که جهیزیه ددرمون بی شهنومه کامل نی بو! همونو که چی گرد اویدیم اخوندبم: چو ایران نباشد تن من مباد بدین بوم و بر زنده یک تن مباد په ملت وا بدونن : همه مردم بختیاری پان ایرانیست اند!
پاینده ئیرون
شامگاه ۲ امرداد ۱۳۸۹خورشیدی
بردیا بختیاروند
به نام خداوند جان و خرد
همچنان کوشش دستگاه اطلاعاتی حاکمیت فرقه ای برای جلوگیری از فعالیت های میهن پرستانه پان ایرانیست ها ادامه دارد. در حالی که کوشش نهای دستگاه اطلاعاتی حاکمیت برای ایجاد دودستگی و انشعاب در حزب پان ایرانیست با پاسخ کوبنده جوانان میهن پرست مواجه شد و به نتیجه نرسید (و البته همچنان ادامه دارد)، فشارها بر فعالان اینترنتی حزب روز به روز افزایش پیدا می کند.
تارنماهای پان ایرانیست در سال های گذشته بارها فیلتر شده و در ماه های گذشته روند مسدود سازی وبلاگ های هوادار حزب دنبال شده است. تارنماهای پایگاه ها و هواداران حزب در مازندران،ارومیه، آذربایجان ، خوزستان ، کردستان و کرمان فیلتر و بعضا مسدود شد و تارنماهای هوادار حزب نیز مانند سرباز ، آراسپ ، یاران ایران جوان، حماسه چالدران، میهن پایدار، به ایران بیاندیشیم و… بارها با فیلتر رو به رو شدند و البته تارنماهای رسمی حزب و سازمان جوانان حزب را هم باید به این لیست افزود.
در آخرین اقدام نیز تارنمای پان ایرانیست های بختیاری(pan.hoo.ir ) که پیش از این فیلتر شده بود مسدود گشت و دسترسی به مدیریت آن ناممکن شد تا ضعف حاکمیت در برابر پان ایرانیست ها بیش از پیش نشان داده شود. این در حالی است که تارنمای سازمانی غیرقانونی و دست نشانده وزارت اطلاعات که نام سازمان جوانان پان ایرانیست بر خود نهاده به راحتی در جهت تخریب نام پان ایرانیسم گام بر می دارد.
روشن است جوانان حزب پان ایرانیست در هر شرایط ناگواری فعالیت ها وطن خواهانه خویش را پی گیرند. در ادامه برخی تارنماهای نوین هواداران و پایگاه های حزب آمده است.
به امید فردای بهتر برای ایران و ایرانی
پاینده ایران
تریبون آزاد پان ایرانیست در خوزستان : pan-iranist.net
جاودانه خاک – هواداران بختیاری حزب پان ایرانیست : paniranist.tk
فرمان آریا – پان ایرانیست های آذربایجان: farmane-ariya.blogspot.com

خبرگزاری هرانا – صبح روز سه شنبه، پانزدهم تیرماه، ابوالفضل عابدینی روزنامه نگار و از مسئولان سابق مجموعه فعالان حقوق بشر درایران، از دیدار با خانواده ی خود منع شد. بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، مادر ابوالفضل عابدینی نصر امروز صبح برای دیدن فرزند در بندش به زندان کارون اهواز مراجعه کرد اما مسئولان به ایشان گفتند که پسرش تا اطلاع ثانوی ممنوع الملاقات است. مادر این زندانی سیاسی، پس از مشاهده ی چنین وضعی برای دریافت پاسخی به مسئولین زندان کارون اهواز مراجعه کرد که به وی اعلام شد این دستور ممنوعیت ملاقات از سوی رییس زندان صادر شده؛ هرچند که از بازگو کردن جزئیات چنین تصمیمی امتناع نمودند. آقای عابدینی در حال سپری کردن دوران محکومیت ۱۱ ساله خود در بند ۶ زندان کارون اهواز است و از زمان انتقال به این زندان تاکنون هیچ گونه ملاقات حضوری با خانواده ی خود نداشته و تنها از طریق کابین می توانست با مادر و برادران خود دیداری کوتاه داشته باشد. این فعال حقوق بشر پیش از این چندین بار در خصوص هم بند شدن با زندانیان خطرناک و در معرض خطر قرار داشتن جانش هشدار داده بود. شایان ذکر است که خانواده ابوالفضل عابدینی در شهرستان رامهرمز، در یکصد کیلومتری اهواز ،ساکن هستند و برای ملاقات چند دقیقه ای با وی مجبور هستند در گرمای بالای ۵۰ درجه استان خوزستان این مسافت را طی نمایند.

درفش سومکا برگرفته از درفش نازی
به نام خداوند جان و خرد ، پاینده ایران
پس از یک سال بار دیگر قلم برداشتم تا در باره نژادپرستی بنگارم. سال گذشته پیش نویس نامه ای به فعالان سیاسی را می نوشتم تا بدانند ما که خویش را ناسیونالیست های راستین و پرچمداران وطن خواهی ایرانی می دانیم ، به رسم فرهنگ ایرانی خویش و به پاسداشت این گنجینه گهربار نیاکان سر رفاقت با نژادپرستان را نداریم و از نفرت متنفریم.
آری ، آن زمان نیز چون کنون بر ایمان خود بودم که آن چه برای من و یارانم ارزش دارد ایران و ایرانی است و همچنان بر ایمان خود هستم و تا زنده ام بر آن خواهم بود. امروز نیز قلمم در راه همان اندیشه ای می گردد که سال گذشته مرا به نبرد برای پاسداشت آرمان فراخواند. یک سال گذشت از آن روزی که هشدارها دادم. مقاله ها نوشتم. نامه ها
نگاشتم. توهین ها شندیدم و دم بر نیاوردم! سوگند که در دل من و دیگر ایران پرستان جز مهر ایران و ملت ایران نیست.
اما این بار شرایط با سال گذشته تفاوت دارد. سال پیش آنان که نژادپرستی خویش و آرنگ نفرتشان را در درفش نهضت ما می جستند، گوشه ای بودند ولی امروز به یک باره محرکی چون وزارت اطلاعات حاکمیت فرقه ای را یافته اند و به سوی سنگرهای میهن پرستی و ملت خواهی ایرانیان هجوم آورده اند. امروز آنان که قدرت تشکیل تشکلی سازمانی را نداشتند چونان انگلی در تن خسته پان ایرانست ها رسوخ کرده اند ولی نمی دانند چه بد طعمه ای برگزیده اند! پان ایرانیست ها هرگز به کسی باج نداده اند و نخواهند داد. پان ایرانیست ها برای آرمانشان ارزش قائلند و با هیچ حیله ای از آن جدا نخواهند شد.
ما پان ایرانیست ها، هر آنکه به خانه مان وارد شود را می پذیریم چرا که پیرو فرهنگ ایرانیم ولی نخواهیم گذاشت خانه مان را ویران کنند چرا که مرد نبردیم. چنانکه سرور عاملی تهرانی گفت “دشمن! ما به تو آبادانی آموختیم! تو میهن ما را ویران کردی”…
امروز برای روشن شدن اندیشه شما با حقیقت گروه حقیر دست نشانده وزارت اطلاعات به مقایسه گفتار سرکرده شان ، بیژن جانفشان در زمان به دست آوردن رهبری این گروه با گفتار داود منشی زاده سرکرده سومکا در زمان تصدی رهبری این حزب نژادپرست و اساسنامه و تفکرات آن می پردازم. گفتاری که سابقا تنها در احزاب فاشیستی به چشم خورده و در ادبیات پان ایرانیستی جایگاهی ندارد، و تنها در تفکرات نژادپرستانی چون سومکایی ها دیده می شود. نژاد پرستانی که چه نزد ملت ایران و چه دیگر ملت ها آنچنان منفورند که دیری نمی پاید که از صحنه سیاست پاک می شوند. چونان همین سومکا که نیامده رفت یا نازی های آلمان که ملت آلمان را به خواری فکند و شکست خورده نابو گشت یا فاشیست های ایتالیا که رهبرشان به دست میهن پرستان ایتالیایی اعدام شد. آری! این است سرنوشت کسانی که به راه زیان دیگران برای سود خویش می روند.
پیش از مطالعه ادامه مطلب می توانید هشدار جدی، دسیسه چینی وزارت
اطلاعات برای حذف فعالان پان ایرانیست را بخوانید. ضمنا سخنان داود منشی
زاده را در نخستین سخنرانی داود منشی زاده بخوانید. همچنین سخنان جانفشان
برگرفته از تارنمای او می باشد.
-نخستین جمله جانفشان چنین است: “خوب گوش بسپارید می رسد نوای روز حماسه به گوش.” شگفت است که این همان مفهومی است که منشی زاده در ابتدایسخنرانی خود می گوید:” امروز در واقع پس از تشکیل” ایرانشهر هخامنشی” و ” ایرانشهر ساسانی ” ، ایرانشهر سوم ، یعنی ایرانشهر سوسیالیست ملی ، بنام عظمت و توانایی نیاخاک بزرگ [...] تشکیل میگردد.”
این آغاز گفتار نشانگر همان خودبزرگ بینی فاشیست ها و نژاد پرستان است.

منشی زاده ، رهبر حزب نژادپرست سومکا
در اساسنامه سوکا بند ۳ می آید: “.سومکا با لیبرالیسم و سرمایه داری ی افسار گسیخته مخالف است.” و به مانند آن جانفشان این چنین می نویسد: “ما از لیبرالیسم بیزاریم”، “اندیشه ناسیونالیستی نمی تواند رهروی افکار پلید و انیرانی لیبرالیستی باشد.”
-بند ۵ اساسنامه سومکا می گوید:” سومکا نخبه گرایی و سپس ناسیوکراسی (ملت سروری) را بهتر از دموکراسی میداند.” و جانفشان نیز این چنین اعتقادی دارد: “اساس کار ما نه بر پایه کاغذ پاره ی رای گیری است که این تعفن برآمده ازلیبرالیسم غربی است”
-بند ۱۲ و۱۴و۱۳ اساسنامه سومکا می گوید: “سومکا خواستار نابودی ی نشانه های فرهنگ بیابانی ی “سامی ها” از ایران است ، سومکا خواستار نابودی ی همه ی اعراب و تازیان در سراسر نجد ایران میباشد، سومکا میگوید همه ی بدبختی ها و مشکلات گذشته و اکنون در صحنه ی جهانی از اهریمنی به نام عرب سرچشمه میگیرد.”
همچنین منشی زاده در نخستین سخنرانی خود می گوید: “جلوگیری از مهاجرت جهود های عرب و بیگانگان طفیلی دیگر که شایسته آمیزش با ایرانیان نیستند ، به ایران ” جانفشان نیز چنین می نویسد:” ما از عربها نفرت داریم،ما با هر چه انیرانی هست می جنگیم، می جنگیم پس هستیم.”
-به جرئت می توانم بگویم هرگز در ادبیات پان ایرانیستی به استفاده از واژه آریایی بر نخورده بودم و همیشه واژه “ایرانی” توسط پان ایرانیست هابه کار برده می شد. اما جانفشان چونان احزاب فاشیستی بر این واژه تاکید دارد: “جوانان پان ایرانیست به عنوان طلایه داران جوانان آریایی…”
چنین مشابهاتی میان گفتار و کردار این گروه انگشت شمار وزارت اطلاعات با سومکایی ها کم نیست. البته امیدوارم جانفشان و دوستانش بدانند که سحنان من دیگر انتقاد از روش آنها یا هشدار به دیگران نیست. چون خود جانفشانمی گوید “ما انتقاد را روشی دوستانه نمی دانیم،منتقدین افراد بی تعهد وپر مدعایی هستند.”. امروز در جامه یک مخالف و یک مبارز می نویسم و اطمینان دارم نخواهیم گذاشت کوته خردانی چون جانفشان آرمانی به وسعت آسمان ایرانزمین را مصادره کنند.
بردیا
اهواز
پاینده ایران
۶تیر ۱۳۸۹
درک حقیقت، گفتن حقیقت، پیروی از حقیقت*
«برای یاری رساندن به مبارزین ملی درون میهن در انتشار گسترده این نوشتار بکوشید»
وقایع تلخ پس از انتخابات ریاست جمهوری در خرداد سال گذشته باعث خیزش بزرگ مردم برای احقاق حقوق خود گردید که این مسئله مشکلات بزرگی را برای دستگاه امنیت کشور بوجود اورد و بجای برخورد منطقی با این خواست های مردمی که به واقع بغض فروخفته ۳۰ ساله مردم ایران بود با سرکوب شدیدو گسترده همراه شد. وجود جو پلیسی وامنیتی فرصتی را نیز برای برخود با گروه ها و احزاب سیاسی فراهم آورد که می توانستند در این بزنگاه حرکاتی داشته باشند.
در انتشار این نوشتار بکوشید.
خبرگزاری هرانا – ابوالفضل عابدینی، روزنامه نگار و فعال حقوق بشر، که توسط دادگاه انقلاب استان خوزستان به تحمل یازده سال حبس قطعی محکوم شد، در زندان کارون اهواز در شرایط نامطلوبی نگهداری شده و به شدت تحت فشار است.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ابوالفضل عابدینی روزنامه نگار خوزستانی در بند ۶ زندان کارون اهواز از شرایط روحی مساعدی برخوردار نیست و به علت همجواری با چند تن از زندانیان خطرناک منجمله معتادین و سارقین مسلح جانش در خطر است.
فشارها بر آقای عابدینی تا جایی است که دسترسی وی به هرگونه کتاب و روزنامه ممنوع است و خانواده ی وی از زمان انتقال ابوالفضل به زندان کارون اهواز موفق به ملاقات حضوری با وی نشدند.
آقای محمد اولیایی فرد، وکیل مدافع ابوالفضل عابدینی اکنون خود در بند ۳۵۰ زندان اوین محبوس است و خانواده ی این زندانی سیاسی مجبور به تغییر وکیل شده اند و ماموران اطلاعاتی به محض اطلاع از این موضوع به احضار و تهدید وکلای جدید و فشار بر ایشان جهت عدم پذیرش وکالت آقای عابدینی روی آورده اند.
خانواده ی عابدینی به دلیل شرایط فوق العاده حاد این روزنامه نگار جوان، درخواستی مبنی بر انتقال وی به زندان اوین تهران داشته اند که مسئولان تاکنون به این تقاضا رسیدگی نکرده اند.
ابوالفضل عابدینی نصر آخرین بار نیمه شب ۱۱ اسفند ماه ۱۳۸۸، در پی سناریو سازی دستگاه امنیتی بر علیه فعالین حقوق بشر، در منزل مسکونی خود در رامهرمز با محاصره منزل و ضرب و شتم شدید دستگیر و به انفرادی بند۲ الف زندان اوین منتقل شد.
گفتنی است این مسئول سابق روابط عمومی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، به شدت از ناراحتی قلبی رنج می برد و پیش از بازداشت تحت درمان پزشک قرار داشت؛ پزشکان نسبت به قرار گرفتن طولانی مدت در در محیط بسته، استرس و عدم دسترسی به داروهایش هشدار داده اند.
سرور مهندس سید رضا کرمانی در تاریخ نهم اردیبهشتماه ۱۳۱۳ خورشیدی از پدر و مادر یزدی در شهر قم بهدنیا آمد.
ابتدا دو سال در مکتبخانه و سپس سه سال اول ابتدایی را در دبستان فرهنگ قم درس خواند. در سال ۱۳۲۴ به تهران آمده و تا ششم ابتدایی را در دبستان پسرانهی نوبنیاد فیروز کوهی پسران (خیابان شیخ هادی تهران) به تحصیل پرداخت. در سال ۱۳۲۸ وارد دبیرستان ادیب تهران واقع در خیابان فردوسی کوچهی نکیسا شد.
در سال ۱۳۲۹ که هنوز سال اول دبیرستان بود به اتفاق شش تن از همکلاسیهای خود حزبی به نام استقلال ایران بنیاد نهاد (در آن زمان حزب دیگری بهنام استقلال از سوی عبدالقدیر آزاد بهوجود آمده بود که این نوجوانان از آن بیخبر بودند).
در شهرستان قم هم دو تن از جوانان همسایه خود را به عضویت این حزب درآورد این حزب برای آنکه اطلاعات بیشتری در مورد احزاب موجود بهدست آورده و مرامنامهای مفید و جامع تنظیم کند هر کدام از افراد خود را مأمور تحقیق و آگاهی از نقطهنظرهای احزاب موجود آن روز کرد.
حزب توده (جوانان دموکرات، هواداران صلح و…)، مجمع مسلمانان مجاهد، مکتب پانایرانیسم، فداییان اسلام و بعدها حزب زحمتکشان ملت ایران از احزابی بودند که مورد بررسی قرار گرفتند.
مکتب پانایرانیسم محل مأموریت رضا کرمانی انتخاب شد. پس از چند بار شرکت در جلسات مکتب، جریان وحدت مکتب پانایرانیسم با حزب نبرد ایران و تشکیل حزب ملت ایران بر بنیاد پانایرانیسم پیش آمد که تماس با این حزب ادامه یافت. سرور کرمانی در جلسات این حزب در پاساژ آشتیانی (میدان بهارستان) و جلسات آشنایی که دکتر عاملیتهرانی آنرا اداره میکردند (آبانماه ۱۳۳۰) شرکت و در اولین تظاهرات این حزب روز ۲۱ آذرماه ۱۳۳۰ حضور یافتند.
در اواخر آذرماه ۱۳۳۰ یاران مکتب پانایرانیسم از افراد حزب نبرد ایران جدا شده و حزب پانایرانیست را بنیان نهادند و روزنامهی ندای پانایرانیسم ارگان حزب پانایرانیست را از روز چهارم دیماه به مدیریت حسن کامبخش منتشر کردند.
مهندس کرمانی در جلسهای به افراد حزب استقلال ایران بیان کرد که آنچه ما میخواهیم بعدها بگوییم هماکنون پانایرانیستها میگویند، بدین ترتیب سه نفر از افراد حزب به عضویت حزب پانایرانیست درآمدند؛ یک نفر جذب فداییان اسلام شد و دیگران نیز یا به هیچ حزبی نپیوستند و یا یار گروهای ملی شدند. مهندس رضا کرمانی در اوایل سال ۱۳۳۱ به عضویت رسمی حزب پانایرانیست در آمده و در تظاهرات روز سیام تیرماه ۱۳۳۱ شرکت داشتند.
بعد از بیست و هشتم مردادماه ۱۳۳۲ در جلسهی نیروی دانشآموزی و سپس نیروی دانشجویی بایندر به نیروداری سرور عباس روحبخش حاضر و برای سال ها شرکت منظم داشتند.مهندس کرمانی در سال ۱۳۳۴ به دانشگاه (دانشکده فنی تهران) راه یافتند.در انتشار نشریههای پلیکپی پندار و نسل جوان (چهار دوره) تا سال ۱۳۴۴ همکاری داشتند. ایشان از افراد شرکت کننده در کنگرههای آموزشی سال ۱۳۳۵ و کنگرهی دوم حزب در سال ۱۳۳۹ بودند.
سرور مهندس کرمانی در سالهای ۱۳۳۹ و ۱۳۴۰ دو بار همراه افراد جبههی ملی ایران در زندانهای موقت شهربانی (بند عمومی) و زندان قزل قلعهی تهران (انفرادی) و هر کدام به مدت حدود سه ماه زندانی بودند. در هر دوبار زندان، با شادروان داریوش فروهر و یکبار با همهی رهبران و بازداشت شدگان جبههی ملی همبند بودند.
سرور کرمانی در کنگرههای سوم و چهارم و نیز تدوین برنامههای حکومتی حزب پانایرانیست که به کنگرهی سوم تحویل شد شرکت فعال داشت و در کنگره ی دوم به عضویت علیالبدل کمیتهی عالی رهبری حزب انتخاب شدند.
از سال ۱۳۴۱ که با دریافت مدرک فوق لیسانس از دانشکدهی فنی تهران در رشتهی استخراج نفت فارغ التحصیل شدند و به استخدام شرکت اکتشاف و تولید نفت ایران در مناطق نفتخیز جنوب درآمدند و در شهر گچساران به کار مشغول شدند.
ایشان از سال ۱۳۴۱ تا ۱۳۴۴ که روزنامهی خاک و خون منتشر شد بهصورت بسیار فعال تشکیلات حزب پانایرانیست را به گونهای پنهانی در شهر گچساران (دوگنبدان) پیریزی کرده و به تدریج در سراسر کهکیلویه و بویراحمد سازمانی پر قدرت را بهوجود آوردند.در سال ۱۳۴۶ بهعنوان کاندیدای حزب پانایرانیست در کهکیلویه و بویراحمد معرفی و با هم یاری و همکاری پانایرانیستها و اهالی منطقه اکثریت قاطع آراء مردم گچساران را به خود اختصاص داده و پانایرانیسم و حزب پانایرانیست را به قلبها و خانههای مردم و عشایر منطقه جای دادند.در سال ۱۳۴۷ که پانایرانیستها در انتخابات انجمن شهر خرمشهر پیروز شدند سرور مهندس کرمانی از سوی اعضاء انجمن شهر به سمت شهردار انتخاب و تا فروردینماه ۱۳۴۹ و حادثه غمانگیز جدایی بحرین و درگیری حزب پانایرانیست با حکومت آنزمان در این سمت ماندند که در این مدت کوتاه بهعنوان شهردار نمونهی استان خوزستان برگزیده و نیز بهسبب کوشش و تلاش در زمان جاری شدن سیل در شهرهای خوزستان و خرمشهر و جلوگیری از صدمه به شهر مدال آبادانی و پیشرفت دریافت نموده بودند به شرکت نفت در اهواز باز گشتند.
از همان فروردین ۱۳۴۹ که سرور مهدی صفارپور مسئول حزب در استان خوزستان به شهر قزوین تبعید شدند، سرور کرمانی بهعنوان مسئول شهر اهواز و سرپرست شهرهای استان خوزستان تا سال ۱۳۵۸ به کوشش ادامه دادند و به این سبب مسافرتهای بسیار حزبی به شهرهای مسجد سلیمان، شوشتر، دزفول، اندیمشک، رامهرمز، آبادان، خرمشهر، ایذه و گچساران و یاسوج و شیراز به عمل آوردند که ثمرات آن تا کنون باقی مانده است.
در زمان ایجاد حزب رستاخیز از سوی مسئولان خوزستانی و شهر اهواز بهعنوان مسئول موقت انتخاب شد. و به تلاش در شهرهای آغاجاری و بهبان و شوشتر و خرمشهر و دیگر شهرهای خوزستان پرداختند.از طرف آقای هویدا نخست وزیر به سبب گزارشهای متعدد ساواک مبنی بر نفوذ و تسلط پانایرانیستها در حزب رستاخیز، آقای دکتر منصور میرخانی- نمایندهی یشان- از تهران به جلسهی مسئولان خوزستان آمدند و بر کناری مهندس کرمانی را از مسئولیت اعلام کردند.
مهندس کرمانی در جلسه مسئولان به آقای هویدا توسط نمایندهی ایشان پیام دادند که وقتی در تمام ایران با انتخاباتی که خودتان انجام دادهاید فقط سه شهر بهدست پانایرانیستها افتاده است (اهواز- خرمشهر- شوشتر) و شما آنرا بر نمیتابید، صراحتاً اعلام مینمایم که این حزب، حزب نخواهد شد.در آخرین دوره انتخابات انجمنهای شهر بهعنوان تنها پانایرانیست به عضویت انجمن شهر اهواز در آمدند که همیشه بهعنوان یک مصلح و نقاد و کوشنده معرفی میشدند.در خرداد ۱۳۵۷ بهعنوان اعتراض به دخالتهای مأموران حکومتی در نتایج انتخابات و عدم پذیرش مردم، به اتفاق سه نفر دیگر در انجمن شهر اهواز استعفا و سبب انحلال انجمن شدند.
در سال ۱۳۵۸ باز نشسته و در سال ۱۳۵۹ به کرج نقل مکان کردند . از آن پس در کنار سروران مهدی صفارپور، ابراهیم میرانی و دیگر سروران مانند سروران جعفری، مهندس امینی، دکتر افسرپور و… به حفظ و نگهداری تشکیلات حزبی و ارتباط با دوستان پانایرانیست در تهران و شهرستانها همت گماشتند. این کوششها تا سال ۱۳۷۰ خورشیدی ادامه داشت.هنگام بازگشت سرور محسن پزشکپور از پاریس همراه چند تن از اعضاء خانواده در فرودگاه مهرآباد حاضر و با تلاشی بسیار و سفر به استانهای گیلان- خوزستان- اصفهان- قزوین- لرستان به همراه سرور پزشکپور در بازسازی حزب گامهای ارزنده ای برداشت.
وی توانست با جمعآوری امضای عدهی زیادی از پانایرانیستها برای برگزاری کنگرهی هفتم حزب پس از ۲۶ سال بسیاری از مشکلات رفع نماید.
در کنگرهی هفتم حزب پانایرانیست با حضور ۸۵ نفر با بالاترین رای بهعضویت شورای عالی رهبری انتخاب و سپس بهانفاق آرا به سمت دبیر مسئول حزب برگزیده شدند. بسیاری از واحدهای حزبی را در تهران و شهرستانها دوباره ایجاد و با انتشار نشریه ماهنامهی ضد استعمار (که بعدها به حاکمیت ملت تغییر نام داد) انسجام را در حزب برقرار نمود. در سال ۱۳۷۸ بهسبب تلاش گستردهی پانایرانیستها در هیجدهم تیرماه (حادثهی کوی دانشگاه) بههمراه دو تن دیگر از اندامان شورای عالی رهبری توسط مقامات امنیتی بازداشت و پس از چند ماه زندانی بودن در انفرادی توحید و بعد زندان اوین با وثیقه آزاد و بعد در دو دادگاه اولیه و تجدیدنظر به پنج سال حبس تعلیقی محکوم شدند.
همچنین در دوران دبیر مسئولی خود کنگرهی هشتم و نهم حزب را با حضور ۲۴۰ نفر از اندامان واجد شرایط حزب برگزار نمودند. سرور کرمانی با انتشار ۱۴ جزوه افزون بر جزوههایی مانند تاریخچهی کوتاه پانایرانیسم و حزب پانایرانیست- با پانایرانیسم و حزب پانایرانیست آشنا شویم- آهنگهای خون از زندهیاد دکتر عاملیتهرانی (آژیر) و…، تقریباً تمام نوشتهها و انتشارات گذشته از مکتب پانایرانیسم تا زمان کنونی را که اکثراً نایاب و تعدای کمیاب بودند تجدید چاپ و در اختیار سروران و دوستداران پانایرانیسم قرار دادند.
بهسبب تجلیل از دکتر عاملی تهرانی و گردآوری آنچه دربارهی ایشان پس از شهادتشان انتشار یافته بود در سال ۱۳۸۳ مجددا توسط مقامات امنیتی شهرستان کرج، بازداشت و پس از نزدیک به یک ماه زندانی بودن در انفرادی زندان رجاییشهر کرج با وثیقه آزاد و سپس در دادگاه انقلاب کرج به سه و نیم سال حبس تعلیقی محکوم شدند.
به نام خداوند جان و خرد
پاینده ایران
شعبه ی ۲۶ دادگاه انقلاب سرور شاهین زینعلی را به دوسال و ۹۱ روز حبس محکوم کرد.سازمان جوانان حزب پان ایرانیست این حکم را به مانند اغلب احکام صادره علیه فعالان سیاسی،مغایر با اصول قانونی ،آزادیهای مدنی و مبانی عدالت دانسته و متذکر می شود با پروژه ی زندان نمی توان مردم را از مطالبه ی حقوق ملی خود باز داشت .خیزش و خواستهای مردم ایران تنها برخاسته از مبارزات و ائتلافهای میان احزاب و گروههای سیاسی نیست که با حذف آنها بتوان اوضاع را کنترل کرد و بر آن سرپوش نهاد بلکه ملت ایران به آستانه ی آگاهی رسیده اند که دیگر نمی توان آنها را به وضع سابق باز گرداند و لذا دیگر ایران را نمی توان بصورت پادگانی با سرکوب و خفقان اداره کرد.این نوع از احکام کما اینکه تا کنون نتوانسته مانع از فعالیتهای قانونی و ملی ما شود از این پس نیز نخواهد توانست مانعی باشد;اما اصرار بر این رویه ی سرکوب جامعه ایرانی و دمیدن بر شعله های خشونت و سرکوب چیزیست که نسبت به آن عاقلان پند سر دندانه دهند .وجدان اگاه ایرانی ناظر اعمال شما و بازداشت گسترده فعالان سیاسی – اجتماعی خود و از جمله نرگس محمدی مادر دو کودک خردسال است و متناسب با اعمال شما حکم تاریخی خود را صادر و قضاوت خود را تمام خواهد کرد.شما هم باور کنید می توان آزاد بود در سرزمین آزادگان.
پاینده ایران
سازمان جوانان حزب پان ایرانیست
۲۷ خرداد ماه ۱۳۸۹ خورشیدی


دیروز خبر بسیار مسرت بخشی منتشر شد که حاکی از اعلام همبستگی جنبش آذربایجان برای دموکراسی و یکپارچگی ایران با جنبش ایرانبانان پارس (لر) بختیاری بود. بی شک این اتحاد و پیوند فرخنده گامی مهم و موثر در راستای اتحاد هر چه بیشتر میهن پرستان ایرانی خواهد بود و به حرکت میهنی ما برای رسیدن به دموکراسی حقیقی در سایه یک حاکمیت ملی یاری خواهد رساند.
در تصویر زیر، بهرام آبتین، سخنگوی جنبش ایرانبانان بختیاری (سمت راست) و لهراسب زینالی، سخنگوی جنبش آذربایجان (سمت چپ) را مشاهده می کنید:


All Rights Reserved. | Webgah.org is provided by Web CNN Hosted by Live Hoster